گوشی بابابزرگ
دیشب گوشی بابابزرگت رو برداشتی بودی قاب پشت گوشی باز شده بود . بهت گفتم محراب ، بدو برو گوشی رو بده به بابابزرگ ، وگرنه با شما قهر می کنم . شما هم سریع رفتی گوشی رو دادی به بابابزرگ و اومدی پیش من . ازم سوال کردی مامانی منو دوست داری ؟ منم مثل همیشه گفتم : آره ، مگه میشه شما رو دوست نداشته باشم . بهم گفتی : خوب به بابابزرگ بگو دوباره گوشی شو به من نده چون که خرابش می کنم . ...
نویسنده :
مادر
8:24




