خدا منو ببخشه
از روزي كه برامون مهمون اومده اخلاقت يه خورده عوض شده خيلي بهونه مي گيري ، گريه مي كني ، كمد اسباب بازي هاي نويد تو خونشون جا نميشد و گذاشتن توي زيرزمين ، بچه ها ميرن تو زيرزمين و اسباب بازي ميارن تو خونه ، شما و بقيه بخاطر اسباب بازيا با هم دعوا مي كنين . من كه نمي تونم به بچه ها چيزي بگم ، اگه بچه ها بهت بزنن ، از خودت دفاع نمي كني و مي زني زير گريه ، منم باهات دعوا مي كنم و مجبورم دست شما رو بگيرم ببرمت تو اتاق خواب و در اتاق رو روت ببندم ، اين همه صدام مي زني ، گريه مي كني و من بهت توجه نمي كنم . وقتي مي بيني بهت توجه نمي كنم مياي تو بغلم و منو بوس مي كني ، مي گي ماماني من كه دوستت دارم شما چرا منو دوست نداري . دلم مي خواد همونجا بزن...
نویسنده :
مادر
12:01





